..::مرگ___عــــــشق::..
سلام به همگی امتیاز به وبلاگ یادتون نره. با تشکر
به زندان گفتن از تو تنها تر کیست؟ گفت:کسی که دلش زندانی دیگریست.
اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد آنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می کنید را می دانشتید.
دل تنها سرایی است که هرچه بشکند محکمتروهرچه بلرزد مستحکم تروهرچه آزار ببیند مقاوم تر میشود.
پرواز کن تا به جایی که می خواهی برسی،اگر پرتاب شوی به جایی می رسی که دیگران می خواهند.
شاید تقدیر قابل تغییر نباشد... اما تغییر،قابل تقدیر است!
از سکوت پرسیدم برای دوستم چه بنویسم؟ گفت:بنویس مارا چون روزگار فراموش مکن.
بقیه در ادامه مطلب...
زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داد
خداحافظ ای عشق نازنینم خداحافظ ای شعر آخرینم خداحافظ گرمای شب زمستون خداحافظ هراس کوچه و خیابون خداحافظ شور و احساس رهایی برای ما رسیده وقت جدایی زمونه بال پروازمو شکست درد وغم تو وجودم نشست وجودی که با تو شاد بود وجودی که با تو آزاد بود زندگی بی تو خیلی سخته بی تو آرزوهام از دلم رفته زندگی بی تو دلنشین نیست قصه ما آخرش شیرین نیست نذار حرمت بینمون بمیره نذار تنت رنگ تنهایی بگیره برو تا برسی به شهر آرزوهات چیزی ندارم تا بریزم پیش پاهات فقط فراموشم نکن بی صدا و خاموشم نکن خداحافظ رنگین کمون رویا
اگه عاشقت نبودم......اگه بی تو زنده بودم اگه دل به تو نبستم.......اگه این منم که هستم اگه شِکوه دارم از تو......اگه بی قرارم از تو به هوایت ای ستاره.....به تو می رسم دوباره دل کنده بودم.....از هم زبونیت اگه همزبون نبودم.....اگه مهربون نبودم اگه سرد و مرده بودم.....اگه پر نمی گشودم
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟ من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی،با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت، دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟ نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره عشق دلیل میخواد؟ نه!معلومه كه نه!! پس من هنوز هم عاشقتم
دلم تنگ است از این زندان که نامش زندگی باشد اگر این زندگی باشد دگر زندان کجا باشد دگر عاشق نخواهم شد که معشوقان جفا دارند روم بر کنج میخانه که می نوشان صفا دارند.
خدا چرا عاشق شدم من
ديگه از دست اين دل يک شب آروم ندارم
واي چرا تو این زمونه شدم قربوني دل اسيره روزگارم
روزا چشماي نازش ميشينه تو نگاهم
شبا وقتي مي خوابم ميبينمش تو خوابم
براش نامه نوشتم
قشنگ و عاشقونه
ﻫﻮاي ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻪ دﻟﮕﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ از اﻳﻦ زﻣﺎﻧﻪ دﻟﻢ ﺳـﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﻋـﻘـﺎب ﺗـﻴـﺰ ﭘـﺮ دﺷـﺘـﻬﺎي اﺳـﺘﻐﻨﺎ اﺳـﻴـﺮ ﭘـﻨﺠﻪي ﺗﻘﺪﻳﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﺻـﺪاي زﻣـﺰﻣـﻪي ﻋﺎﺷـﻘﺎن آزادي ﻓﻐﺎن و ﻧﺎﻟﻪي ﺷﺒﮕﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﻧـﮕـﺎهِ ﻣـﺮدم ﺑـﻴـﮕﺎﻧـﻪ در دل ﻏـﺮﺑـﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺧﺴﺘﻪي ﻣﻦ ﺗﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﻣﺒﺮ ز ﻣﻮي ﺳﭙﻴﺪم ﮔﻤﺎن ﺑﻪ ﻋﻤﺮ دراز ﺟﻮان ز ﺣﺎدﺛﻪاي ﭘـﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﺑﮕﻮ اﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﻤﻲرﺳﺪ ﻓﺮﻳﺎد ﻛﻼم ﺣﻖ دمِ ﺷﻤﺸـﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﺑـﮕـﻴـﺮ دﺳـﺖ ﻣﺮا آﺷـﻨﺎي درد ﺑـﮕﻴﺮ ﻣﮕﻮ ﭼﻨﻴﻦ و ﭼﻨﺎن، دﻳﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﮔﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺳﻮي ﺧﻮﻳﺶ ﻣﺮا ﻣﻴﻜِﺸﺪ ﭼﻪ ﺧﻮن و ﭼﻪ ﺧﺎك ﻣـﺤـﺒـﺖ اﺳـﺖ ﻛـﻪ زﻧـﺠـﻴـﺮ ﻣـﻲﺷـﻮد ﮔـﺎﻫـﻲ





ادامه مطلب

اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی
رفیق اونیه که بی اون داغونی.
استاد مرد جوان را به كنار پنجره برد و گفت: پشت پنجره چه میبینی؟
مرد گفت: آدمهایی كه میآیند و میروند و گدای كوری كه در خیابان صدقه میگیرد.
سپس استاد آینه بزرگی به او نشان داد و گفت: اكنون چه میبینی؟
مرد گفت: فقط خودم را میبینم.
استادم گفت: اكنون دیگران را نمیتوانی ببینی. آینه و شیشه هر دو از یك
ماده اولیه ساخته شدهاند، اما آینه لایه نازكی از نقره در پشت خود دارد و
در نتیجه چیزی جز شخص خود را نمیبینی.
خوب فكر كن!
وقتی
شیشه فقیر باشد، دیگران را میبیند و به آنها احساس محبت میكند، اما
وقتی از نقره یا جیوه (یعنی ثروت) پوشیده میشود، تنها خودش را میبیند.
اكنون به خاطر بسپار: تنها وقتی ارزش داری كه شجاع باشی و آن پوشش نقرهای
را از جلوی چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و همه
رادوستشان بداری اینبار نه به خاطر خودت بلکه به خاطر خدا .
آنگاه خواهی دانست كه:
" عشق یعنی دوست داشتن دیگران "

خیسم ز گریه......تنهاترم نکن
عاشق نبودم......تا با تو سر کنم
آتش نبودم.........خاکسترم نکن
تو بمون که بی تو.......غصه می خورم
ولی از هوای گریه ات پرم
تو بمون که آشیانه ام تویی
اگه عاشقم بهانه ام تویی
پنهون نکردی.....از من نشونیت
من پا کشیده م......از عهد بسته ام
تو پا فشردی....... بر مهربونیت
چه کنم دل این، دل شکسته رو
به تو بستم این دو بال خسته رو

می نویسم٬ می نویسم از تو![]()
تا تنِ کاغذِ من جا دارد![]()
با تو از حادثه ها خواهم گفت![]()
گریه این گریه اگر بُگذارد![]()
گریه این گریه اگر بُگذارد![]()
با تو از روزِ اَزَل خواهم گفت![]()
فتحِ معراجِ ازل کافی نیست![]()
با تو از اوجِ غزل خواهم گفت![]()
می نویسم همه ی هق هقِ تنهایی را![]()
تا تو از هیچ به آرامشِ دریا برسی![]()
تا تو در همهمه٬ همراه سکوتم باشی![]()
به حریمِ خلوتِ عشق تو تنها برسی![]()
می نویسم همه ی با تو نبودن ها را![]()
تا تو از خواب مرا به با تو بودن بِبَری![]()
تا تو تکیه گاهِ امنِ خستگی ها باشی![]()
تا مرا باز به دیدارِ خودِ من ببری...![]()
نیا باران زمین جای قشنگی نیست
من از جنس زمینم خوب میدانم
که گل در عقد زنبور است
ولی سودای بلبل دارد
و پروانه را هم دوست میدارد
نیا باران پشیمان میشوی از آمدن
زمین جای قشنگی نیست
در ناودان ها گیر خواهی کرد
من از جنس زمینم خوب میدانم
که این جا جمعه بازار است
و دیدم عشق را در بسته های
زرد کوچک نسیه میدادند
در این جا قدر مردم را
به جو اندازه میگیرند
در این جا فال حافظ را
به فال کولیان در به در
اندازه میگیرند
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست



| Design By : Ajix |




